سهشنبه، ۷ بهمن ۱۴۰۴
سلیقه داشتن یعنی بلد بودنِ انتخاب کردن.
نه فقط توی لباس یا دکور خونه، توی حرف زدن، رفتار، حتی طرز فکر هم.
آدم باسلیقه اونیه که هر چیزی رو سر جاش میذاره، بیزیادی، بیکموکاست.
سلیقه یعنی وقتی چیزی رو انتخاب میکنی، به دلت بشینه ولی در عین حال، منطقی هم باشه.
یعنی بدونی چی بهت میاد، چی نه.
چی آرامش میده، چی فقط الکی شلوغش میکنه.
آدم باسلیقه دنبال جلب توجه نیست.
اون دنبال «درست بودن»ه، نه فقط «قشنگ بودن».
مثلاً میدونه کِی حرف بزنه و کِی سکوت کنه.
میدونه کِی ساده بودن بهتر از پرزرقوبرق بودنه.
میدونه که یه خونه تمیز و مرتب، از هزار تا دکور شلوغ قشنگتره.
سلیقه یعنی احترام به چشم، به گوش، به حس دیگران.
یعنی وقتی یکی با تو حرف میزنه، ازت انرژی خوب بگیره.
یعنی چیزی که داری، چه لباس، چه رفتار، «حال خوب» منتقل کنه، نه نمایش.
در واقع، سلیقه داشتن ربطی به پول یا امکانات نداره.
ممکنه یکی خونه کوچیکی داشته باشه، ولی اونقدر مرتب و خوشچیدست که دلت نمیخواد ازش بیرون بیای.
ممکنه کسی لباس ساده بپوشه، ولی انقدر با دقت انتخاب کرده باشه که حس خوبی بده.
آخرش، سلیقه یعنی همین:
وقتی حالت خوبه، انتخابهات هم قشنگ میشن.
وقتی آگاه و آرومی، رفتارت هم به دل میشینه.